جریان شناسی اندیشه ی سیاسی
31 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : بازتاب اندیشه ) خرداد 1381 - شماره 27 )(8 صفحه - از 48 تا 55)
تعداد شرکت کننده : 0

ایران، 22 ـ 26/3/81

چکیده: در نسبت میان سنت‏های سیاسیِ جهان اسلام با غرب، در تاریخ فکر معاصر شاهد سه جریان اساسی هستیم. از این سه جریان می‏توان تحت عناوین رادیکالیسم اسلامی، تجددگرایی اسلامی و سکولاریسم اسلامی یاد کرد. در جهان غرب اساسا سکولاریسم زمانی شروع شد که غرب نه به نقد پاپ و کلیسا، بلکه به نقد مهم‏ترین منبع تغذیه‏کننده‏ی پارادایم مسیحی، انجیل، پرداخت. حال آن‏که در دنیای اسلام، مسلمانان به اسلامی کردن سکولاریسم پرداختند.

موضوع اندیشه‏ی سیاسی اسلامی، اندیشیدن به آن دسته از مسائل سیاسی در جامعه‏ی اسلامی است که به ظاهر ابعاد بحرانی پیدا کرده است. اگر بحران در ابعاد سیاسیِ جامعه‏ای شکل بگیرد، هویت آن را به پرسش خواهد گرفت؛ در آن صورت، اندیشه‏های سنتی برای دفاع از هویت اجتماعی «طرح»، و یا برای نشان دادن غیریت خود با گذشته «طرد» می‏شوند. البته تا زمانی که عناصر و مباحث بیرونی هنوز درونی نشده‏اند، بحرانی در جامعه به وجود نمی‏آورند. غرب، طی دویست سال اخیر، به سان یک نشانه‏ی بسیار بزرگ معارض با سنت‏های ما مطرح شد؛ نشانه‏ای که تفکر سنتی باید با آن نسبتی برقرار کند؛ تفکری که حرکت‏آفرینی‏اش درون ساخت‏های استبدادی گیر کرده است و برای برون‏رفت از آن، راهی جز منتظر ماندن برای ظهور فعلیتی جدید، یا عرضه‏ی مباحث جدید به تفکرات سنتی وجود

ندارد. در واقع، مسئله این است که غرب در حال خودی شدن است و دیگر به عنوان یک غیرمحسوب نمی‏شود؛ یعنی غرب در بخشی از جامعه‏ی ما یا در بخشی از نظامِ نشانه‏ای ما در حال عبور است و این مسئله‏ای است که چالش با سنت یا فراخوانی سنت از گذشته، یعنی نبش قبر آن را می‏طلبد. در واقع، گذشته خوانده می‏شود تا نفی شود یا این‏که گذشته خوانده می‏شود تا غرب را نفی کند ـ البته فعلاً به دلایلی، این کار امکان‏پذیر نیست ـ و یا در نهایت، گذشته خوانده می‏شود تا با غرب گفت‏وگو کند. بدین ترتیب، شاهد سه جریان اساسی در تاریخ فکر معاصر هستیم که سعی می‏کنند نسبتی میان غرب و سنت برقرار کنند که از آنها تحت عنوان سکولاریسم اسلامی، رادیکالیسم اسلامی و تجددگرایی اسلامی می‏توان نام برد.

سه نوع نص وجود دارد: یکی نص اولیه یا قرآن که، در واقع، به لحاظ ساختار منظومه‏ای خاص، چنان معانی متفاوت را بر می‏تابد که امکان شکل‏گیری ساخت‏های متفاوت در درون آن وجود دارد. متفکران اسلامی برای باز کردن ناگفته‏های قرآن، نص نوع دوم را به وجود آوردند که واسط میان اندیشه‏های بشری و قرآن است. مثلاً متفکران اهل سنت عمل صحابه را معیار یا الگویی برای بازگفتن ناگفته‏های قرآن در حوزه‏ی سیاست به کار می‏گیرند؛ و یا در حوزه‏ی فکر سیاسی شیعه، اخبار ائمه حکم معیار را دارد. مسلمانان بر مبنای نص نوع دوم، متون سنتی خود را در حوزه‏ی سیاست تولید کردند. مطالب ایشان را می‏توان نص نوع سوم یا علوم مابعد قرآنی دانست. این نص از تولیدات بشر مسلمان تاریخی است.

سنت‏های اسلامی سعی می‏کنند بخشی از نص نوع سوم را برای زندگی اجتماعی مسلمانان استخدام کنند. ما نص نوع سوم را «سنت‏های سیاسی جهان اسلام» می‏نامیم. در واقع، نص نوع سوم، که به طور تاریخی شکل یافته، اکنون در شرایط مواجهه با غرب است و چون این مواجهه با غرب همراه با گرایش به طرد آن همراه است، رادیکالیسم اسلامی شکل گرفته است. سنت‏های سیاسی اسلام اگر با نشانه‏ای برخاسته از غرب نوعی تعامل نماید، این تعاملِ منجر به اصلاح یا طرد، جریان‏های اصلاح‏طلبی یا سکولاریسم اسلامی را تقویت خواهد کرد.

سکولاریسم اسلامی از کواکبی و علی عبدالرازق در مصر شروع شد و به وسیله‏ی متفکران جدیدی در جهان عرب ادامه یافت. آنان بنیان حکومت دینی را بدین نحو سست می‏کنند که قائلند دین خود، حکومتی را توصیه نکرده است. سکولاریست‏های مسلمان به نص نوع دوم باز می‏گردند و به این فکر می‏کنند که این نص، ظاهرا نادرست خوانده و تفسیر شده است. این کار، اسلامی کردن سکولاریسم است. در واقع، نیروهای اصلاح‏طلب و ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی